مدیریت زمان و برنامه ریزی فردی
وبلاگ یک پسرو دختر عمرانی

 
تاريخ : دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390

مرغ یک منی

شغالی مرغ پیر زنیرا ربوده می برد و پیر زن فریا می زد که ای وای شغال مرغ مرا

که نیم من تبریز گوشت دارد برد!روباهی به شغال رسید و گفت:ببین چه تهمت

می زنند منتها اگر یه چارک گوشت داشته باشد بگذار زمین وزن کنم ببینم به

 محض آن که شغال مرغ را بر زمین گذارد روباه آن را ربود  و پا به فرار گذاشته گفت:

من به جای یک منی قبولش دارم و از تهمت پیر زن باکی ندارم.



ارسال توسط سام فاطمی

عکس

دانلود